شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

ساعت دماسنج
سلام آقاي رمضاني اين شعرتان يک چيزي ميان اون مطلبي که من ميخواستم و اون اصراري که خودتان داشتيد بود :)
{a h=ravandi}‍‍‍‍ راوندي {/a} :-D@};-
همه 5 نظر
{a h=ravandi}‍‍‍‍ راوندي {/a} سلام جناب راوندي عزيز شما گل هستيد @};-
{a h=pershang}عارفانه هاي يک دوست{/a} شما گليد که بين دره و رودخونه و کوه و باغ زندگي ميکنيد @};- اما اينجا ميان دود و دم کِي ميتونه گل رشد کنه غنچه نشده پژمرده هستيم :)
+ بعد مدت زيادي اومدم اينجا ..... راستش يهويي گذرم افتاد به اين سمت ... چقدر تغيير کرده اينجا سلام کسي هست؟ رفقاي قديمي ... ؟!
*قاصدك*
سلام . خوش برگشتين
سلام خوش اومدين@};-
همه 6 نظر
سلام خوش اومدين
خوش برگشتين

اسپايکا

+ کاش ميشد بهار رو نگه داشت تا آخر سال
اسپايکا
دوباره بهار شد رفتم تو خلسه
Manly
خيلي خوبه فقط هواش خواب داره
بعدی همه 15 نظر قبلی
اسپايکا
{a h=ravandi}‍‍‍‍ راوندي {/a} @};- موضوع بانک رو به مهندس اطلاع بديد پيگيري ميکنن
‍‍‍‍* راوندي *
{a h=advanced}اسپايکا{/a} :)

خانه ي خانواده

+ سلام به همه ي بزرگواران خيلي از بزرگواراني که قبلا خيليييييي اينجا خيلي فعال بودن الان با نام ديگه اي فعاليت مي کنند .. اگر مايل هستيد نام قديمي پارسي بلاگي تون رو زير اين فيد بنويسيد ..
طاووس زيباترين
ديروز 1:17 عصر
*قاصدك*
من از همون ابتدا *قاصدک*...
سلام. منم از همون ابتدا عرفان و ادب:D
بعدی همه 58 نظر قبلی
من که همون عقيلم، فقط.
ياد اين جمله افتادم: * يه روز آخرين نفري که شما رو ميشناسه ميميره و شما براي هميشه فراموش ميشيد... *

*ابرار*

+ به نام خدا چشمانش را گشود و براي آخرين بار به دورترين نقطه خيره شد. در اين مدت حتي يک لحظه چهره برادر از نظرش دور نمانده بود.آتش اشتياق بيش از پيش شعله کشيد و ياد برادر تمام وجودش را پر کرده بود. لحظه وصال نزديک بود.دوباره خيمه هاي آتش زده و سرهاي بر نيزه،چشمانش را به دريايي از غم مبدل ساخت. زينب (سلام الله عليها) پلک ها را روي هم گذاشت و زير لب گفت: "السلام عليک يا ابا عبدالله" و به برادر پيوست.
* کميل *
ديروز 11:58 صبح
*ابرار*
اي شکوه ي خاموش خطرنوش که صبرت/ سربرده چنين حوصله حوصله ها را/ تا قتلگه از خيمه دويدن به تو فرض است/ حج تو طلب ميکند اين هروله ها را
*ابرار*
اي سركه بود بار غمت بر دوشم/ زود است كه داغ تو كند گل پوشم/ بر خطبه ي من تو گوش كردي اكنون/ قرآن تو بخوان كه من سراپا گوشم
همه 5 نظر
*ابرار*
اينجا نسيم مي وزد اين بوي سيب چيست**اين سرزمين تيره و گرم و غريب چيست؟/ بي اختيار باز دلم شور مي زند**روي لبت ترنم امن يجيب چيست؟/ مادر مرا سپرده به تو جان مادرم**آوارگي و يا که اسيري نصيب چيست؟/ شايد رباب بشنود آرام تر بگو**آن تيرهاي چله نشين مهيب چيست؟
*ابرار*
از دور تيغ خنجرشان برق مي زند**معلوم شد که معني شيب الخضيب چيست؟

*ابرار*

+ باسم رب الشهداء مادر جان! ادعا نمي کنيم که درک مي کنيم هرلحظه چشم انتظاريت را آرزوهاي بر آورده نشده ات بعنوان يک مادر را بي خوابي هاي شبانه و گريه هاي بي پايانت را داغي که بر روي دلت نشسته و هر لحظه مي سوزاندت اما فراموش نمي کنيم که امنيت و آرامشمان را مديون شماها هستيم چه کسي باور مي کرد روزي از مرزهاي کشور از مهران از شلمچه از چزابه سيل ميليوني جمعيت راهي کربلا شود؟! مديونيم به شما تا ابد
* کميل *
ديروز 11:58 صبح
عالي بانو.
ابرار واسه دل کي بميري؟
بعدی همه 16 نظر قبلی
@};- الّلهُـمَّ صَلِّ عَلـي مُحَمَّـد وَآلِ مُحَمَّـد وَعَجِّـل فَرَجَـهُم@};-
@};- @};- الّلهُـمَّ صَلِّ عَلـي مُحَمَّـد وَآلِ مُحَمَّـد وَعَجِّـل فَرَجَـهُم@};- @};-
+ گفتم از کار برد مرا خنده کردنت خنديد و گفت من به تو کاري نداشتم ... . . . وحشي بافقي
* کميل *
ديروز 11:58 صبح
ساعت ویکتوریا
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top